تبليغاتX
زمزمه
نمی دونم احساسه عجیبیه چند وقتیه من و در گیره خودش کرده .من مسافر چقدر وقت دارم ؟ زمانش نزدیکه و من کجا هستم ؟نمی دونم . شاید زمانش رسیده ؟ نمی دونم .اگر همین فردا باشه یا ...؟فقط چیزی که هست همه چیز را در نظرم ساده کرده .رنگ ها تغییر کرده . فهمیدم و بهش رسیدم که زندگی یک عمر نیست بلکه فقط یک لحظه است .زندگی در یک لحظه همه چیز را ساده و زیبا می کنه وخیلی راحت می تونی بگذزی .گذشت و  فراموش کردن چیزیه که از مادرم یاد گرفتم چون زندگی برای یک لحظه است فقط یک لحظه .انتخاب برای یک لحظه زندگی را زیرو رو می کند.ماندگار نیستیم .حرف زیاد دارم ولی کجاست شنونده .

شاید فردا موقعش باشد شاید  .                                  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 0:17  توسط سکوت  | 

Of all of the American mammals, the world of the mountain goat is the most rarified and precipitous, and yet he negotiates it with the nonchalant ease of a stroll in the park.  I would be in a state of sheer terror if I was in their position, but the goats' bland expressions are compatible with their confidence. - Robert Bateman

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 14:0  توسط سکوت  | 
namak abrod

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 11:54  توسط سکوت  | 
اگر روزی دیوارها شروع به حرف زدن کنند چه رازهایی فاش می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 23:53  توسط سکوت  | 

دوست دارم همسفره باد بشم با هم سفر کنیم سبک بار, سفر بدون بار لذت بخشه ,بدونه هیچ تعلقی .در تنهایی آدم ها با ها شون شریک بشم گریه هاشون را ببینم .

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 23:48  توسط سکوت  |