اینجا بت است , صبورم و دینی (deini) ندارم .
غروب لحظه های خاموش.
مرگ باران ....
در میان ستارگان آسمان گم گشته ام
به امید آن شب که از پس دیگر ستارگان برون آیم
همچو آن تک ستاره بر بلندای برج
همچو آن تکه ابر بر بلندای کوه
(سکوت)
هفته پیش این مو قع توی عروسی نوه هاش را بقل کرده بود و خوشحال ولی الان روی تخت بیمارستان با مرگ فاصله کمی داره........
هفته آینده این موقع من کجا هستم .شاید شب اول قبرم باشد شایدم روی کره مریخ باشم . کی می دونه؟؟
روزگار آدم هارو عین مهره شطرنج جا به جا می کنه .امروز اینجا فردا کجا؟
تصمیم به نوشتن دارم.
به دیگران نچسبید همیشه از کلید space استفاده کنید . اجازه حرکت و آزادی بهشون بدهید .