ما انسان ها می تونیم همدیگر را دوست داشته باشیم و عاشق هم باشیم و این بستگی به نحوه قرار گرفتن ما آدم ها کنار یکدیگر داره .. فاصله مهمه و نباید خیلی زیاد باشه که اون اثر بوجود اومده را از بین ببره ......

با اینکه درس دارم ولی الان به خودم گفتم که بیام و یلدارو بنویسم و بعد برم سر کارم . دو ساله که شب یلدا خونه تنها موندم می تونستم با خانواده برم ولی ته دلم دوست نداشتم برم .تنها حس تنها ماندن و خلوت کردن ... برای اینکه بدونید جریان یلدایی که می نویسم چیه به وبلاگ داستانک که توی لینکمه مراجعه کنید . از ابوذر هم به خاطره اینکه من ودعوت کرد ممنونم.
1-رک بگم آدم خشک و سردی هستم برخلاف درونم که پر از احساسه و اینکه نمی تونم و بلد نیستم این احساسات و بروز بدم ناراحتم . اگر احساسی سرکوب بشه در درونم اون احساس را به حالت منجمد نگه می دارم.
2- اگر روزی دلم بشکنه( البته اجازه نمی دهم به راحتی شکسته بشه) آهم می گیره .( از روی تجربه می گم نمی دونستم در این مورد خدا زود جوابشون و میده).
3- می فهمم ولی رو نمی کنم .فکر کنند خنگم ، چه اهمیتی داره.
4- همیشه آرزو(حسرت) داشتن مادربزرگ و یک برادر را داشته و دارم.
5- 10 ساله که بلوز سفیدی که سوغاتی بود و نو نگه داشتم به امید روزی که دستام خوب بشه و بتونم بپوشمش.
(هر وبلاگ نویسی که دعوت شود 5 خصیصه یا 5 نکته خاص درباره خودش را که بیشتر پنهان و خصوصی بوده ، در وبلاگش منتشر میکند . هر کسی پس از نوشتن، 5 وبلاگ نویس را برای بازی دعوت کرده و این بازی ادامه پیدا میکند)
ببخشید من کسی را برای دعوت کردن ندارم.
برخوردش خیلی سرد شده خیلی ![]()