تبليغاتX
زمزمه
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 23:37  توسط سکوت  | 

 در ادامه اتاق (1)

 

به دنبال یک مکان؟ یک اتاق. اتاق بدون سقف، بدون دیوار، بدون کف، جایی برای لمس اشک هایم . جایی برای لمس احساس و گرمای وجودم .احساس خفگی دارم ،زیر آب نفس می کشم . من ودل و عقل تصمیم گرفتیم به دنبال اتاق دوم باشیم جایی برای نفس کشیدن، برای رهایی از تعلق ها ،برای رهایی از صورتک های انسان نما ،جایی برای زندگی، برای راه رفتن ، برای دیدن رنگ واقعی آسمان  .اتاق دوم در درونم ساخته شد .یک جای آرام برای زندگی من و دل وعقل . این اتاق سوته دلان است.دیاری بدون ابتدا وانتها .جایی است برای رسیدن به دنیای بیرون .اینجا جایی است برای اوج گرفتن،برای پرواز.جایی است که خدا صدایم را می شنود .هیچ کس نیست به جز خدا ، من ،دل وعقل .عقل بلند بلند فکر میکند ،فکرهایش را فریادمی زند بدون ترس .دل نفس می کشد ، میگریدو میخندد و عاشق می شود و مست می کند ومی رقصد. و اما من..در این دیار روزی هزار بار می میرم و زنده می شوم .آبادش می کنم و به آتشش می کشم و دودش چشم دلم را می سوزاند .اینجا نه جای زمزمه است نه جایی برای ساکت بودن.اینجا باید فریاد زد.هوای بیرون آلوده است و انسان هایش هنرپیشه نقش اول.

خدایا خداوندا  خفتگان را بیدار کن.

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 13:2  توسط سکوت  |