تبليغاتX
زمزمه

                         اگرچه اشکم در نیامد ولی دلم به صدا در آمد و نتیجه اش این شد.

by :me

                       محرم و حسین مظلوم  و شهادت و باز هم محرم... و من همچنان ؟؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 1:27  توسط سکوت  | 

خوش به حال اون هایی که به خاطر دو روز تعطیلی کلی ذوق کردند . بیشتر از ده روز که تو خونم برای استراحت ,استراحت اجباری ,30 روزش مونده تا بعد ببینم دکتر جان  دوباره استراحت میده یا؟ یا چی نمی دونم ! اولش جدی نبود ولی الان مثل اینکه جدی شده. دیروز با بادیگاردم رفتم پارک , پارک خیلی زیبا شده بود. کلی عکس گرفتم ولی تمام قدم هام با ترس بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 12:47  توسط سکوت  | 

نام کتاب : شور زندگی

"ماجرای زندگی ونسان وان گوگ نقاش هلندی"

نویسنده "ایروینگ استون

ترجمه : دکتر محمد علی اسلامی ندوشن

                   

وان گوگ در زمان خود تنها بود ,همه او را دیوانه خطاب می کردند.در تمام عشق هایش شکست خورد. در زندگی تنها رنج کشید ،در نا مه ای به برادرش چنین می نویسد : رنج کشیدن بدون شکوه کردن،یگانه درسی است که باید در این زندگی آموخت. عقیده داشت که زیبایی از درد زاده می شود.

دکتر ندوشن در مورد او چنین می نویسد:

ونسان یک نمونه تنهاست ،به مثابه لاله صحرائی در میان گلهای پرورده.

او خواست از طریق رنگ و نور و نقش به عمق معدن حیات راه یابد.

حاصل زندگی ونسان : غم بهتر از شادی است.

و او را با صادق هدایت مقایسه می کند و می نویسد : وان گوگ یک غربی شرق منش بود و هدایت شرقی غربی منش. هر دو به مثابه ماهی ای شدند که از آب بیرون افتاده باشد، غریب در محیط خود . پرده های نقاشی او،آنگونه که در این کتاب هم وصف شده اند ، حالتی شبیه به فضای " بوف کور" را القا می کنند. از این جهت هر دو فرجام مشابهی داشتند که روغنی که در چراغ زندگی آنها بود و آن را روشن نگه می داشت ،ته کشید و ناگزیر چراغ فرو مرد. وان گوگ دیگر توان نقاشی کردن را از دست داد و هدایت نوشتن را.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 10:8  توسط سکوت  |