شدند دو نفر,اولی یک دوست بود دومی یک معلم .اولی جنس مخالف و دومی هم جنس. به سرتاپای هر دوشون اعتماد داشتم . برای هر دوشون حساب جدا باز کرده بودم . آدم های متفاوت , متفاوت با همه ادم ها . دوستم بهترین دوست بود و معلمم بهترین معلم . هر دو انسان های قابل اعتماد برای خانواده , دوست و همکارانشون بودند و هستند . هر دو برای خودشون کسانی بودند و هستند. روی حرکات و رفتارهاشون هر دو حساس بودم, طرفتار هر دوشون بودم , کسی جرات نداشت پشت سرشون جلو من حرف بزند. سعی می کردم کاری نکنم که موجب ناراحتیشون بشود. ولی ....افسوس که از هر دو یک شب چهره دیگری دیدم . اوایل سال در یک شب جمعه بود که از دوستم حرف هایی شنیدم که باورش برام سخت بود .اولش فکر کردم شاید جو گیر شده که این طور گفته ولی خوب که به حرف هاش فکر کردم دیدم نه , همش حرف های دلش بود . احساس بدی پیدا کردم , یک انسان از روی اجبار ,که نفهمیدم این اجبار چی بوده لطف کرده بودند مدتی با من همراه شده بود . من مدت یک سال نقش یک تابلو روی دیوار را بازی کرده بودم که گهگاهی نظری به این دیوار می انداخت. تابلو از روی دیوار برداشته شد , بدون اینکه اثری از خودش بگذارد . چون تابلو همیشه روی زمین کنار دیوار بوده فقط بعضی اوقات دوست اون را روی دیوار می گذاشت تا بتونه از دیدنش لذت ببرد وقت هم لذتش تمام میشد تابلو را از جاش برمی داشت برای همین هم هیچ اثری از خودش روی دیوار نگذاشت . خنده دار من برای او چی بودم اون برای من چی بود. من آدم بودم نه یک قاب . اون دیوار ارزونیه بقیه قاب های دیگر , بقیه آدم ها .
دومی , معلمم . یک راهنمای خوب بود. این دیگه چرا .مقامش برای من هزار پله تنزل پیدا کرد . این یکی هم دنبال منافع شخصی خودش , پول.
قرار نبود من یک دوست برای دوستم و یک شاگرد برای معلمم تا آخر عمر بمونم پس چرا ؟؟ چرا خوب ها یک دفعه به خودشون گند می زنند . کلی در مورد اینکه ادم ها با هم فرق دارند می نوشتم و فلسفه بافی می کردم و هزار دلیل و مدرک منطقی رو می کردم . این هم شد جواب استدلال های من . دوتا سیلی محکم .

نمی دونم از کجا باید شروع کنم و چطور شروع کنم . فقط می دونم هر شروعی یک انگیزه ای می خواد که ندارم این انگیزه را ندارم .. گدا شدم .. خالی از انگیزه , عشق, خالی از رنگ , اشتیاق , احساس , امید , آرزو و در کل عریانم. تنها چیزی که می دونم این است هستم .. من اینجا هستم در این دنیای یکی دو روز , دنیای احمقانه پست ,فانی .می دونم تا چند روز دیگر همه چیز برمی گرد سر جاش . درویش می شوم. دوباره حرف های قشنگ می زنم , کلی هدف و انگیزه های احمقانه با هزار امید و ارزو برای خودم می سازم , به دیگران امید می بخشم , دوباره تصویری از فرزندی که در آینده خواهم داشت یا نداشت را در ذهنم نقش می بندم , فلسفه وجود زندگی , آسمان و زمین , شایدم فکر درمان ... خودم را باز مشغول می کنم و صبر می کنم . برای این دنیای مجازی , آدم های مجازی می نویسم .. پایانی وجود دارد , زمانی وجود دارد که می گذرد و فراموش می شود , همه چیز می گذرد و در یک زمان نامعلوم متوقف می شود , اکنون ,فردا , ماه اینده یا چند ثانیه دیگر . آره همه چیز درست میشه . زندگی این قدر کوتاه و مسخره است که ارزش جنگیدن ندارد ولی باید جنگید .مهم تر از همه اینکه یک بار در این دنیا زندگی می کنیم , یک بار برای همیشه ....
و اکنون .. خستم , کلافم , تمام بدنم زخم و خشک شده . زمستان ها این pso لعنتی به حداکثر می رسه .همه جا را فرا گرفته . الان بیش تر از ده روز که سرماخوردم . به خاطر pso جان سرماخردگی طول کشیده .چرا دکتری که همه چیز را می دانست این طور نگاهش کرد . هیچ علاقه ای به درمان نداشته و ندارم. تقصیر من چیه که باید نگاه دیگران را تحمل کنم ؟ چرا سوال پیچم می کنند؟ چرا نگرانم می کنند؟ هیچ وقت آرزو نکردم که زیر دستام لمسشون نکنم چرا ؟ زجرم می دهند و تحملشان می کنم .
در آخر تنها می تونم بگم خدایا شکرت , چون اصلا دلم نمی خواد یک تکه شهاب سنگ بعد از میلیاردها سال سرگردانی درست روی سر من یا یکی از عزیزان فرود بیاد.
یک روز سرگردانی به پایان خواهد رسید .
Best Motion Picture: “No Country for Old Men.”
Lead Actor: Daniel Day-Lewis, “There Will Be Blood.”
Lead Actress: Marion Cotillard, “La Vie en Rose.”
Supporting Actor: Javier Bardem, “No Country for Old Men.”
Supporting Actress: Tilda Swinton, “Michael Clayton.”
Director: Joel Coen and Ethan Coen, “No Country for Old Men.”
Foreign Language Film: “The Counterfeiters,” Austria.
Adapted Screenplay: Joel Coen and Ethan Coen, “No Country for Old Men.”
Original Screenplay: Diablo Cody, “Juno.”
Animated Feature Film: “Ratatouille.”
Art Direction: “Sweeney Todd the Demon Barber of Fleet Street.”
Cinematography: “There Will Be Blood.”
Sound Mixing: “The Bourne Ultimatum.”
Sound Editing: “The Bourne Ultimatum.”
Original Score: “Atonement,” Dario Marianelli.
Original Song: “Falling Slowly” from “Once,” Glen Hansard and Marketa Irglova.
Costume: “Elizabeth: The Golden Age.”
Documentary Feature: “Taxi to the Dark Side.”
Documentary Short Subject: “Freeheld.”
Film Editing: “The Bourne Ultimatum.”
Makeup: “La Vie en Rose.”
Animated Short Film: “Peter & the Wolf.”
Live Action Short Film: “Le Mozart des Pickpockets (`The Mozart of Pickpockets’).”
Visual Effects: “The Golden Compass.”
دوستش دارم ...خودش ..شعرهایش ...و هر کس که شعرش را زمزمه کند .
توصیه می کنم کتاب (( عارف جان سوخته)) نویسنده : نهال تجدد را حتما بخوانید. یکی از دوستانم تئاتر کنیزک من ( روایتی از قصه ای رمزی ..اثر مولانا ) را به من توصیه کرد . به دیدن این تئاتر در تالار اندیشه رفتم . لذت بردم ..از تئاتر از همراهانم از اینکه باعث شده بودم کسی که اصلا به تئاتر علاقه ای نداشته و برای اولین بار به تئاتر آمده است ..علاقه مند شود ..وقتی تئاتر تمام شد از من تشکر کرد و گفت: شروع خوبی برایم است.( از رضایتش بیش از هر چیز دیگری لذت بردم)
از وقتی مولانا رابهتر شناختم شعرهایش برایم ملموس شده . گاهی اوقات احساس می کنم حرف دل من را به زبان شعر آورده است .
توصیه دیگر یادگار دوست با صدای شهرام ناظری را هم گوش کنید .
.



اگر به چیزی علاقه دارید خودتان را درون دایره اش محدود نکنید راه باز کنید شاید کسی دوست داشته باشد در لذت های شما شریک شود.